مصاحبه با گریمور خانم فاطمه محمدی : «چهرههایی که داستان میگویند»
مصاحبهگر: شما با صورت آدمها کار میکنید، ولی درواقع دارید شخصیت میسازید. این فرآیند چطور اتفاق میافته؟
گریمور: اول با گوش دادن. وقتی فیلمنامه رو میخونم، دنبال زخمها، خستگیها، امیدها میگردم. مثلاً یه زن که سالها توی مزرعه کار کرده، نباید پوستش صاف باشه. باید رد آفت، خستگی، و زندگی روش باشه. گریم یعنی ترجمهی زندگی به چهره.
مصاحبهگر: آیا تا حالا شده گریم باعث بشه بازیگر بهتر بازی کنه؟
گریمور: خیلی زیاد. یه بار بازیگری بود که نمیتونست وارد نقش بشه. وقتی گریمش تموم شد، خودش رو توی آینه دید و گفت: “الان میفهمم کیام.” اون لحظه، گریم فقط رنگ نبود—هویت بود.